هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

219

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

ذرع سهميه براى حفر كردن تعيين كرد و خود نيز همچون يكى از آنان دست به كار شد و در اين كار زحمت فراوان كشيد . برخى از منافقين روانهء خانه‌هاى خود شدند و برخى ديگر نزد پيامبر آمدند و بهانه‌هاى واهى آوردند و از اين كار عذر خواستند كه بنا به آنچه در تأليفات سيرهء نبوى آمده خداوند در مورد آنان آياتى را نازل فرمود . قريش با تعداد انبوهى كه بالغ بر سه برابر تعداد مسلمانان مىشد و با جنگ‌افزارهايى كه مسلمانان فاقد بودند با غرور و نخوت تمام در حالى كه تصور نمىكردند محمد و پيروانش بتوانند بيش از چند ساعت ايستادگى كنند پيش آمد ولى بر دروازه‌هاى شهر ، مانعى را ميان خود و مسلمانان يافت كه جز با تلاشهاى سخت و دشوار نمىشد از آن گذشت بويژه كه قهرمانان اسلام در آن سو ، كمين كرده بودند تا هر كه را كه جرأت عبور از اين مانع در خود يافت به خاك هلاكت افكنند آنها با تمام انبوهى جمعيت خود و جنگجويانشان شگفت زده شده بودند و تنها اقدام به پرتاب نيزه و تير كمان كردند و جرأت عبور از ( خندق ) را نمىيافتند ابو سفيان بن حرب پس از آمدوشدهاى بسيار و طولانى ، موفق شد يهوديان بنى قريظه را به سوى قريش بكشاند و اين امر بر محمد گران آمد . مسلمانها بر زنان و خانواده خويش ، بيمناك شدند منافقين به پراكندن تخم ترس و وحشت در شهر ، مشغول شدند خداوند متعال مسلمانان و مشركان را در آن روز طى آيات زير به توصيف كشيده است : « إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً » ( الاحزاب - 12 - 10 ) ( ياد آريد وقتى را كه لشكر كفار از بالا و زير بر شما حمله‌ور شدند و چشمها حيران شد و جانها به گلو رسيد ( و مؤمنان حقيقى به وعدهء حق و فتح اسلام ) خوش گمان ( و ديگران ) بد گمان بودند در آنجا مؤمنان امتحان شدند ( و ضعيفان در ايمان ) سخت متزلزل گرديدند و نيز در آن هنگام منافقان و آنان كه در دلهاشان مرض بود با يكديگر مىگفتند آن وعدهء نصرت و فتحى كه خدا و رسول به ما دادند غرور و فريبى بيش نبود ) . پيامبر اكرم موفق شد با كاردانى و خردمندى ، طى داستان مفصلى كه جاى ذكر آن در اين كتاب نيست ، ميان تجاوزگران و بنى قريظه ، تفرقه اندازد . كار بر قريش دشوار شد و فرماندهان آن را ، بيم از هم پاشيده شدن آن جمع انبوه در صورت باقى ماندن در همان جايى كه چيزى عايدشان نمىكرد ، فرا گرفت بنابراين